اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام ...
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بسم الله الخالق الکلام

خاطره نوشتن در وهله اول حس و حال خاص خودش رو میخواد

خاطره خوندن  حس و حالی بیشتر از اون

بعضی وقتها جزئیات قشنگه و جذاب میشه

بعضی وقتها هم مطول و  خسته کننده

بعضی وقتها  یه موضوع فقط به درد همون موقع میخوره

بعضی وقتها هم برای هر موقع و  وضعیتی مناسب هست

با همه  این حرفها و  علم به این موارد

مطمئن باشید که متن و خاطرات من کاستی زیادی دارند

اما  برحسب حسی که انگار این بار  تو این  سفر نصیب ما  شد

ما  هم  خاطره نویس شدیم .. یا  بهتره  بگم : وقایع نگار

امیدوارم که سابقه خیبر نویسی خراب نشه !!!!!

 

چهارشنبه ٣١ تیر١٣٨٨

پروازساعت ٣:٣٠ به وقت کشورجمهوری اسلامی ایران هست

اما  تا  ساعت  ١٢ ظهر هنوز یقینا معلوم نیست که ما زائر هستیم یا نه !!

این رفتن ما هم  حکایتی داشت ... طی الارض می کردیم ..!!

اخر سر ساعت ٢ رفتیم تو سالن  ترانزیت و تازه فهمیدیم  میریم  مدینه!  

تو سالن ترانزیت تازه ادم  متوجه میشه تنها شده ! دیگه بدرقه و همراهی نیست  ! جز همراه  اول

پس زنگ میزنیم و زنگ میزنند و حرف میزنیم و حرف میزنند و حلالیت ها  میطلبیم

دیگه کم کم  میریم برای بازرسی اخر و سوار اتوبوس شدن.پرواز سعودی هست و هواپیما  ایرباسA300

سبک و سیاق نوشتن ما هم دیگه میره که  تغییر کنه ! شاید خبرنگاری یا وقایع نگاری به صورت پراکنده

1_ حس تنهایی سفر کردن جالب هست  ! نه که ما همیشه خانوادگی سفر میریم .. عادت نداریم !!!!

2 _کاش مهدی بود ! البته اسامی بقیه  رو که کاشکی داره سانسور میکنیم اینجا !

3_ تو هواپیما به برکت اسباب استراق سمع مفهمیم که : 

 اقایون  حس ندارند ! یعنی حس و حال سفر روحانی رو درک نمیکنند و  ...

4_ تا بفهمیم  جامون کجاست و کی به کی هست ؛ همه  ردیف ها پر شده ! خدا از الان میگه  ....

5 _ به لطف همون خدا چند نفر از دوستان قدیم رو  تو  هواپیما میبینیم و کنارشون میشینیم

6 _ بیشتر مسیر پرواز به صحبت های هواپیمایی و اتفاقات جدید و قدیم و کمی هم سیاست میگذره

7 _ موقع نهار خوردن اسباب ریاء فراهم میشه و ما به مدد عربی و انگلیسی بسیار خوب !!!

فقط میتونیم  مهماندار رو صدا کنیم ! حبیبی!

8 _گفتن  اینکه اب سرد میخوام  به اندازه مرور دو تا  دیکشنری وقت میبره !

9 _  وای که چقدر ما کارمون درسته ! اینها  عربی سرشون  نمیشه !

 وگرنه باید بفهمه ما گشنه هستینم ...  الگشنه ! الضعف !

10 _ این راننده های هواپیماهای سعودی بیشتر به  درد تراکتور میخورند !

 آخه ایرباس که  بچه بازی نیست ... همه  شاکی شدن!

11 _  البته باید بگم که مهماندارهای خوبی دارند !! ایشالا با عمر محشور بشن با  این  اخلاق خوبشون

12 _ تو فرودگاه مدینه که نشستیم ؛ همه  مات ومبهوت اندازه  فرودگاه بودن!

خب بزرگه اما نه دیگه اینقدر که اینها میگن!روزی 1000 تا پرواز؟؟؟

13 _ تو سالن ورودی بحث سر انگشت نگاری شد !  ما راه فرار بلد بودیم !

14 _ انگشت نگاری نکردیم ! زور داریم ! قدرت داریم ! می تونیم ! یکی سوزن  برسونه نیشخند

15 _ موقع سوار شدن به اتوبوس هاست ...مدیر کاروان هم  با دقت و صحت داره اوضاع رو بررسی میکنه

16 _ عربی مدیرمون عالیست ... مثل بلبل  حرف میزنه ! فقط یادش رفته  چطوری بگه ما 99 نفریم !

 17 _ هتل یاس  یا  الیاس !  ما بیشتر دوست داریم  یاس باشه  و  بگیم عمو عباس هوامون رو داره

18 _ اما خب برای ما طبقه دهم و اتاق هشتم ؛ باز هم  میشه همون داستان امام رضا و ...

19 _ هتل درجه 1 به دیدگاه حج و زیارت ایران ؛ یعنی هتل درجه 3 در شهر مدینه ! ما راضی ترین هستیم

20 _ کمی جا به جایی و اشنایی و توضیحات معمول برای اسکان و بعد هم  میریم شام !

21 _ الان  ساعت  ما 9 هست و ساعت اینجا 7:30

22 _ یک گروه مازندرانی با ما  تو هتل هستند  !! 

 ایران یکجور ما رو کشتن  و اینجا یکجور دیگه ! ارحم یا  الهی چشمک

23 _  میریم حرم  ...  چه دلی و چه  حسی ! دوست ندارم با خستگی برم !!!

 السلام علیک یا رسول الله ..  السلام  علیک یا  نبی الله .. السلام  علیک یا ائمةالهدی 

24 _ اونهایی که باید دعا بشن خودشون جلو چشم هستند !! به کرررررات  امتحان کردم !

کار خدا هست  نه  بنده خدا ... خدا قابل دونسته و اجازه داده از طرف بنده های خوبش دعا کنیم

25 _  خبر میرسه که فردا اول شعبان هست  .. یعنی رجب مدینه رو هم درک  کردیمقلب

26 _ موقع برگشتن تو هتل متوجه میشم که واقعا فقط خدا حواسش به ما بوده!

نه کارت شناسایی معروف حجاج  هست  و نه اصلا اسممون توی گروه بندی داخلی کاروانزبان

27 _ دیگه دیر وقته ... بخوابیم  که خسته ایم  ... شب بخیر فرمانده بامن حرف نزنخواب

لیک مستوری و مستی همه  کس نتوانند  


 
اللهم انى افتتح الثناء بحمدک ...
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین

نحمده و نستعینه و نتوکل علیه و نستغفره

 و نصلی و نسلم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه

حافظ سره و مبلغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته

سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد(ص) و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیین و المعصومین سیما بقیة الله العالمین

والصلوة علی ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المومنین

....

اینقدر اینقدر اینجوری دوست داشتم تو وبلاگ خیبرشکن خودم بنویسم

اینجا دلم  باز شد

 آخیش

خوش اومدید