یا رب ...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بسم الله

١_ این بار هم بعد حرم تا دم ظهر به ساعت مبارک ایران اسلامی خوابیدیم

٢_ امروز قرار است بعضی ها را  ببریم  برای خرید ! سنترپوینت بدک نیست

٣_ بعد نهار میرویم اتاق برادرتعادل و برادر نخبه !! اسم است دیگرزبان

۴_ برادر تعادل از مشاورین جوان دکتر رییس جمهور است! خودش هم دکتر شده

البته استاد دانشگاه ازاد هم هست ! خراسانی نام و اهل ساری ! ساکن تهران

البته اخلاقش بیشتر به لر ها میخورد ! حالا هم که با جماعت عرب در حشر و نشر

یک دختر ٢ ماهه در تهران دارد که برایش به اندازه ٢ سال  لباس خریده نیشخند

۵_ برادر نخبه واقعا نخبه هست و چند تا پروژه هم داشته و برگزیده جشنواره

خوارزمی و خیلی موارد دیگر .. البته او هم از مشاوران دکی می باشد چشمک

اخلاقا واقعا  ارام  هست و ان هم به اصالت  شمالی بر میگردد

البته همه اینها با تمام مدارک و نخبه بودنشان ! در مقابل زبان ما اعلام عجز کردند خجالت

۶_ بعد از این  جلسه مبسوط می رویم برای جلسه اخر کاروان ! در مورد بسته بندی

٧_ بعدش میرویم حرم ... نماز امشب حس و حالش برای من فرق دارد ...

٨_ شام هتل را میخورم تا کمی استراحت  کند فکر ما !

٩_ بعد  شام  زودتر به  اتاق میروم ! خواب بیشتر احتیاج است  ...

١٠_ اخبار و تی وی را  سردرگم  میبینیم !

١١_ یعنی ...

١٢_  شب بخیر یا  مولا