روز چهارم ( فکه)
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بسم الله

١_ روز چهارم  ما میشود  فقط  همان " فکه " 

٢_ قبلی ها رو  دانشجو  گفته و بهتر از  ما هم  نوشته

٣_ ساعت ۵ همه  از فکه بیرون میاید ...ما ساعت ۵:٣٠ رسیدیم فکه

۴_ خب برادران احساس تکلیف میکنند و  مسوول گروه ما میخواهد تکلیف ها رو خط بزنه!

 اشکالی داره ؟ اونم با  بی سیم!! یعنی دیدنی ترین  صحنه

۵_ اصل حرف درست  بود .. یعنی ما  آمده ایم برای زیارت ... تعطیل بردار که نیست

۶_ اما آنان هم میگفتند : ما دلایل امنیتی داریم  !! ما همکه همگی جاسوس

٧_ احتمال خطر هست ! حمله میکنند ! روی مین میروید! 

٨_ خب این ها برای ما دلیل نبود .. چون ما گوش های زیبا داشتیم...نه دراز 

٩_ بعدا معلوم شد ، برادران ان شب مهمانی داشتند و باید زود میرفتند شهر

١٠_ ورودی فکه کفش ها را در آوردیم و مثل ادمهای سر به زیر وارد شدیم

١١_ شما تصور کن ، دو تا دوربین عکاسی و یک دوربین هندی کم  روی شانه های ما

خط اول عملیات بزن برو جلو و کاری نداشته باش هم  هستیم

١٢_ چند بار اینها ما رو هل دادن  ..  چندین بار دوربین ها رو اومدن بگیرن

اما نمیدونم چرا واقعا آروم و متین و سر به زیر شده بودم ! حتی اعتراض هم نکردم

١٣_ ناگهان دستان قوی پنجه ای روی شونه م خورد ! حضرت مسوول بودند

١۴_ ببین  ! میری تا  ته  یادمان  ! باید عکس بگیری و  برگردی ! دستور بود

١۵_ از وقتی راه  افتادم ؛ حدودا ٨ نفر دنبالم کردن !!! ولی انگار قرار نبود

بتونند ما رو بگیرن ... همکاری تیم همراه در حد دوی امدادی بود .. همه خودشون

 رو جلو انداختن که کسی به من نرسه ... آخر کار هم فقط ما از حلقه رد شدیم

١۶_ یادمان خالی بود  و سر جمع ۵ نفر اون اخر رمل های فکه نشسته بودن

١٧_ دیگه غروب شده بود و همه چی مهیا بود برای عکاسی و تنهایی

١٨_ اخرین نفر از یادمان اومدم بیرون ... کاملا آقای دوربینی شده بودم

١٨_ نماز جماعت مغرب و عشاء رو خوندیم و راه افتادیم به  سمت  دزفول

٢٠_ همچون همیشه ؛ جای خواب ما گوشه سالن هست ... باید به همه جا 

 اشراف اطلاعاتی داشت

٢١_ مراسم بهترین عکس برقرار میشود... نظر هیات داوران براین شد که عکس

عروب شلمچه ای که گرفتیم  را حتی پوستر کنند !! که خب جایزه ویژه دارد

٢٢_ جایزه که ندادند هیچ ...  خدا رو شکر  که  کتک نخوردیم

٢٣_ اخر شب از فکه تعریف میکنیم و همه نگاه میکنند که چگونه رفتیم داخل

٢۴_ دیگر وقت  خواب است  ...

......

ببخشید  که اینقدر دیر نوشتیم

ان شالله روز اخر رو  هفته بعد مینویسیم

یا علی