السلام ای شهر شور و عشق و احساس ...
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

جمعه ٢ مرداد ١٣٨٨

١_  هتل نزدیک مسجدالنبی هست و صدای اذانش رو خوب میشنوم ..

 برای همین با  اذان بیدار میشم  و حس خوبی دارم  از این نوع بیدار شدنقلب

٢_  امروز میخوام  با  دوربین جان بریم حرم ! عکس داریم  در حد خوب مژه

٣_  امام جماعت صبح مسجدالنبی بسیار خاص هست ! آیات انتخابیش دلبری

 میکنه و صداش هم که منطبق با مضمون آیه ! احتمالا  شهید میشه

۴_  بعد نماز میریم بقیع ...  تاریکی اول صبح خیلی لذت داره .. بیشتر  از بیشتر

۵_  کلا دوربین بردن خطرناکه  حَسَن !  اما کو گوش شنوا  .. اونم این دوربین !

۶_  دوربین  ما تو تاریکی هم  واقعا عالی  عکس میندازه ! چیزی شبیه روز !!

روی وهابی ها کم .. بوی سوختگی فراوان .. مستشفی لا موجود نیشخند

٧_  عکس گرفتن رو هم که باید اعلام کنم  بسیار  دوست دارم .. قلب

خبرنگار و عکاس اگر نیاز بود ؛ بگید شاید قبول شدیم و  به مراد  دل  رسیدیم !

٨_  بعد از عکاسی در  بقیع  اومدم تو صحن و حیاط و  اطراف حرم

 به قول یه پیرمرد خوش چهره ؛ چند تا  عکس واقعا " ریکس دار  " هم گرفتیم

٩_  ساعت ٨ رفتیم هتل ... یعنی ساعت ٩:٣٠ شما ... خواب  تا ساعت ١١ ما ...

 میشه ساعت چند شما ؟ باریکلا به ما و شما  نیشخند

١٠_  ای بابا ! امروز نماز جمعه هست ! اونم  چه جمعیتی ! توی حیاط

مسجدالنبی چیزی شبیه نمازهایی که حضرت اقا میان جمعیت هست

١١_ نوع نماز مثل نماز  اخر اقای هاشمی ! نصف جمعیت  جلوتر از امام جماعت !

اینحا هم  نماز  اولی  زیاده  انگار ! آره ؟زبان

١٢_  عینک آفتابی به گرما ربط داره ؟ اما  انگار این  عینک ما هست که نمیذاره من

بگم دارم  می پزم از گرما و میخوام برم هتل ...  اخه اینهمه گرما برای چیه ؟

١٣_  نهار با  اب  فراوان نوش جان همه ... اما اهل مازندران در گیر و دار

برنج چرب و خشک و ماهی تازه و قدیمی و اسباب و وسایل هتل هستند

١۴_  یعنی چون روز جمعه روز خانواده هست ما  تلفن نداریم ؟

١۵_  عصری قراره بریم مساجد اطراف حرم .. بریم  بخوابیم  تا بیدارمون کنند

١۶_  داریم میریم  مسجد " الغمامة " ... خوبه آ  ولی مشکلش اینه که نمیشه

 " جومونگ " دید و باید برای تکرار اخر شب برنامه ریخت خجالت

١٧_ مسجد امیرالمومنین رو در عرض ٣ سوت میبینیم !! که ٢ سوتش در گرد و خاکه

١٨_  نماز مغرب را با کمی تشویش میخونیم !  چرا و چگونه رو نمیدونم !!

١٩_  این هم برکت موبایل که همواره در سفر های خوب گریبان گیر من هست !!!

 موبایل یکطرفه  شد .. خدا ایشالا ...

٢٠_  مهدی رو چه  کنم ؟ این  یکی رو  دیگه توجیه نمیشه کرد نگران

٢١_ میرم سیتی بلازا ! یه مرکز خرید با کلاس و اجناس خوب و به قول امروزی ها

مارک دار و اصل و جنس خوب و از این  قرتی بازیا !

٢٢_  یه حس خاصی دارم ! جای بعضی ها خالی  .. مخصوصا  ثمرة فؤادی قلب

٢٣_  یه چیزهایی رو انتخاب میکنم تا  اذان  مغرب  بشه ... موقع حساب کردن

یادم  میافته اینجا دلاری حساب میکنند  نه ریال ایرانی ! همه رو پس میدمزبان

٢۴_  میرم حرم و نماز  عشاء رو میخونم ... دلتنگی میکنیم .. مهربون

٢۵_ شام ماهی هست خوشمزه .. البته مازندرانی ها هنوز اعتراض دارند ... چرا؟

٢۶_  آخرای فیلم  شبکه ٣ رو نصفه دارم میبینم ! آخه وقت خاطره نویسی هست

٢٧_  جومونگ رو میبینم و نیم  نگاهی به موبایل دارم ! کسی نمیخواد از خودش

 خبری  بده یا  خبری از  حال ما  بگیره ؟ ما هم  دل داریم

٢٨_  فردا قراره زیارت  دوره  بریم ... یعنی جاهای دیدنی و مذهبی و تاریخی مدینه

٢٩_  دبیا !!!  اینم مورد  دوم !!!  ایلوشین زده به  دیفااال ...

٣٠_  شبکه های عربی همچین میگن زده به دیوار که انگار ماهواره دیسکاوری

سقوط کرده!  خب تند  رفته .. جریمه اش هم  مردن هست  !

 ٣١_  بخوابیم دیگه ... ممنون از همراهی شما بزرگواران .. تا فردا خدا یار و تگهدارتون {#emotions_dlg.e36}

عکس های مدینه شماره ١

عکس های مدینه شماره ٢

عکس های مدینه شماره ٣

عکس های مدینه شماره ۴

عکس های مدینه شماره ۵

عکس های مدینه شماره ۶

عکس های مدینه شماره ٧

عکس های مدینه شماره ٨

عکس های مدینه شماره ٩

عکس های مدینه شماره ١٠

 

لیک مستوری و مستی همه  کس نتوانند